لوتیا رخصت

"لوتیا رخصت،‌رخصت!

اون که مارو دور زد! دور زد!

واسه دو سه زار گم کرد خودشو مرامشم که مُرخَص! مُرخَص!"

----

لوتی هم لوتی های قدیم، مرامی ها هم مرامی های قدیم. مشتی ها هم مشتی های قدیم.

مرد سیبیلوها هم مرد سیبیلو های قدیم، زن چادر گلی ها هم زن چادر گلی های قدیم. 

----

مرد سیبیلو ها، بازوهاشون پر و پهلوونی، پشت کفشهاشون خوابیده، لایی می کشیدن با کفشاشون، تو کوچه ها، چه هیبتی، عجب ابهتی، سرشون پایین، شونه هاشون بالا. کتشون رو سر شونه هاشون.

دست آقاشونو می بوسیدن، چادر ننشونو بو می کردن. حرمت ضعیفه ها را داشتن. حرمت دل نازک و کلفتو.

حرفشون حرف بود. می گفتن، می شد. میخواستن، می شد.

حرف مرد یکی بود. همونی که از اول بود. سرشون می رفت، حرفشون نمی رفت، مرده و حرفش.

نباشه نیست.

----

زن چادرگلی ها، با دامن شلیته هاشون رو می گرفتن، موقع حرف زدن صدا نازک می کردن اما نه اونقدرا، چادر یهو از سرشون می افتاد اما حیا داشتن. یه وای خدا مرگمی می گفتن. هی چادر از سرشون می افتاد، باز می کشیدن رو سرشون. 

حواسشون به ناموس آق داداششون بود. حواسشون به خودشون بود. شبا که تاریک می شد دیگه تو کوچه ها نبودن. هر جا می رفتن با آقا داداششون می رفتن. هر چی آقاجونشون می گفت می گفتن چشم. خودشون حرمت خودشون را نگه می داشتن. 

----

سیبیلوها با چادرگلی ها می نشستن و می گفتن:

"سوار موتور گازیم از زندگیم راضیم

گنج قارون نمیخامو دنیارو عشقه

سره سفرمون نونو پنیر خرما و کشمش "

----

آهنگ رخصت روی دود عود شجریان خونده شده وای خیلی باحال بود!

لینک دانلود رخصت

/ 3 نظر / 34 بازدید
افروز

بیا به خاطر من "دامن چین دار" هم یه جای متنت اضافه کن! [نیشخند]

mar

mastaneeeeeeeeeeeeee :love