بخرام و نهراس

هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منی

باز در چشم‌رس دیده‌ی پرسوی منی

تا ابد گرچه عزیزی ولی از یاد مبر

چشم من باشی در سایه‌ی ابروی منی

در غمم رفته‌ای و در خوشی‌ام آمده‌ای

چه کنم؟ خوی تو این است؛ پرستوی منی

چشم‌بادامی و شیرین و خوش و بانمکی

چینی و تازی و ایرانی و هندوی منی

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس

شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

 

مهدی فرجی


/ 1 نظر / 6 بازدید
گستاخ

سلام یه جوری بود شعرش :-/