با یار عشق آسان بود

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

دوستان، دستی که کار از دست رفت

 

ای عجب گر من رسم در کام دل

کی رسم چون روزگار از دست رفت

 

بخت و رای و زور و زر بودم دریغ

کآخر این غم هر چهار از دست رفت

 

عشق و سودا و هوس در سر بماند

صبر و ارام و قرار از دست رفت

 

گر من از پای اندر آیم، گو درآی

بهتر از من، صدهزار از دست رفت

 

بیم جان، کاین بار، خونم می خورد

ورنه این دل، چند بار از دست رفت  **

 

مرکب سودا جهانیدن چه سود

چون زمام اختیار از دست رفت

 

سعدیا با یار، عشق آسان بود

عشق باز اکنون که یار از دست رفت  **

****----****

اینو دیشب توى یه فیلمى با صداى یه آقایى به صورت تکخوانى گذاشته بود.همین که امین زندگانى توش بود. خیلى قشنگ بود. از این لینک مى تونید ساز و آوازش را با صداى محمد معتمدى به صورت آنلاین گوش کنید.

http://vidsfitness.com/video/43065

/ 1 نظر / 9 بازدید