من امروز، 10 سال قبل

رویاها آدم را رها نمی کنن

نمی دونی چقدر باید دنبالشون بدوی و چقدر بهشون بها بدی

که یه موقع دست آخر عین سراب نمایان نشن...

حدیثی هست از امام علی (ع) با این مضمون، که آرزوهای دور و دراز دست و پای  آدم را به زنجیر می کشند...

---

یه مسابقه وبلاگ نویسی گذاشته بود میهن بلاگ، از یک ماه پیش و برای برترین هاش جایزه تعیین کرده بود. با موضوع "من امروز، 10 سال پیش".

یعنی اگه عقل امروزت را داشتی ده سال پیش، چه مسیری را انتخاب می کردی.چه کارایی را انجام می دادی.

کلیپهاش توی آپارات هستند. این سوال را از خیلی ها پرسیده. جلوی دانشگاه تهران. هر کسی هم یه چیزی گفته. 

یکی میگه آدمی که که الان انتخاب کردم را انتخاب نمی کردم.

یکی میگه می رفتم خارج و دیگه بر نمی گشتم.

یکی میگه از خارج برنمی گشتم.

یکی میگه این همه درس نمی خوندم به جاش کار می کردم، پول جمع می کردم.

یکی میگه بیشتر درس می خوندم.

 

یکی ام میگه عاشق نمی شدم.

یکی میگه شادتر زندگی می کردم.

یکی میگه گند بزنن این مملکتو که هیچ تعادلی توش نیست. وقتی تعادل نداره من چی کار می تونم توش بکنم...

یکی میگه هنر می خوندم.

یکی میگه یه رشته مهندسی دیگه می خوندم و ...

یکی میگه اون چند باری که خیلی بد عصبانی شدم، نمی شدم.

یکی میگه با اطرافیانم مهربونتر می بودم.

 

دیدنش آدم را می بره به ده سال قبل...

سه روز دیر رسیدم. خیلی دلم می خواست توش شرکت می کردم. حیف شد...

/ 3 نظر / 18 بازدید
نیکو

خو همینجا شرکت کنید!! من اگر برم 10 سال پیش خیلی قدم هام عوض نمیشه. مثلا میدونم اگه پزشکی میخوندم از نظر مالی و شان اجتماعی شاید اوضاعم بهتر بود! ولی حقیقتا علاقه ای بهش ندارم! یا میدونم به دلیل بعضی محدودیت های مالی نمیتونستم واردبعضی حوزه های مورد علاقم بشم چون حمایت مالی نمیشدم. یا الان به نظرم خارج می رفتم خیلی بهتر بود. ولی میدونم دلیل اصلیم اینه که هم کلاسیام رفتند و من احساس میکنم عقب موندم ازشون وگرنه برام جذابیتی نداره. من به نظرم حسرت یک چیز رو میخورم در گذشته توی دانشگاه. این که چرا فعالیت فوق برنامه نداشتم. این که چرا اصلا برنامه های کوه رو شرکت نمی کردم!!

نیکو

ولی موضوع جالبیه بیشتر باید روش فکر کنم!