ما ساده گرفته ایم

ما ساده گرفته ایم آمدنت را...

ما همین

همین به ظاهر شیعیان تو

 ساده گرفته ایم آمدنت را...


و همینطور ساده گرفته ایم انتظار آمدنت را

و الا

و الا چرا این همه سرد،

چرا این همه ساده؟

تو نرفته ای که بازگردی...

این

این مائیم که باید برگردیم...

برگردیم از این همه تغافل و گناه...

 

خاموشیم، سکوت می کنیم که نه،

لالـــیــم

کران و کورانیم ،

گنگیم که تمسک سکوت طوفانی علی(ع) را به خیال خام می بریم

سال هاست فریادهامان را با دست خود در گلو خشکاندیم

غریب ماندن را هم شاید

راه و رسمی است که باید آموخت

اما

اما چرا این همه درد و دریغِ دروغ؟

هنوز طلوع خورشید را ندیده ایم،چرا غروب؟

یابن الحسن!

 

ببخش ما را

ببخش این تجاهل و تغافل را...

 ---

نمى دونم از کیه, خوبه دکلمه را بشنوید از وحید جلیلوند

/ 0 نظر / 12 بازدید