خدایا توروخدا

خب من نمی خوام خب،‌خب چی کار کنم الان حس یه چیزایی هست بعد حس یه چیزای دیگه نیست، خب من الان یه چیزای دیگه م یخوام که نیستن بعد یه چیزای دیگه که نم یخوام هستن، خب یه بارم این کائنات خودشونو با ما هماهنگ کنن به حای این که ما همش باید خودمونو باهاشون هماهنگ کنیمگریه

خب من نمی خوام باور کنم که الان یعنی امسال دانشگاه بی دانشگاه، خوش گذرونی های خوابگاهی بی خوش گذرونی، خب من نم یخوام اینقدر فرتی همه چی تموم بشه خب من نمی خوام خوش گذرونی ها هم با بدگذرونی ها برن خب من نمی خوااااااااااااااام

با ماری حرف می زدم، مسیرمون داره انگار از هم جدا می شه، بهش گفتم بیا بریم تهران خاطرات خوابگاه را باز سازی کنیم همون چیزا را، گفت باشه ولی دیگه که نمی شه کههههههههههگریه

خب من دیگه دلم نمی خواد درس بخونم ولی خوابگاه و خوشگذرونی که دلم می خواد کهنیشخند

الان این شبای طولانی زمستون را آخه من چه جوری تحمل کنم؟ خوابگاه همش دور و برمون شلوغ پلوغ کرسی می ذاشتیم می خندیدیم، می پختیم...

خدایا خب حالا که تموم می شه یه چیز باحال تر بنداز تو کاسه مون خوب، آدم باید فرتی از این مرحله بپره تو مرحله بعدی در عین این که آروم آروم واردش می شهنیشخند

خدایااااااااااا

/ 5 نظر / 8 بازدید
مر

:))) نه ان شالله هر دو در مسیر مستقیم قراره باهم باشیم تا تهششششش یه هفته با هم حرف نزدیما. ببین چه تراژدی ساختی:))

پیلاتز و دوچرخه و ماشین و یوگا و خانواده و اوووووووووو. چقد تفریح دارین شما. بازم شاکی هستین.

نیکو

خب اگه درس ادامه نمیدین دقیقا چی کار می خواین بکنین !! شما سربازی هم که ندارین !![نیشخند]

سيما

:) سعيده اينجا رو ميخون انگار داري حرف ميزني باهام! خيلي خوبه، راضيم ازت :* خوب باشي ايشالا

نیکو

سلام. منم نگفتم درس بخونین، گفتم برای ادامه راه چی کار می کنین ؟به هر حال تا اینجا که خوندین می خواین ازش استفاده ای بکنین یا نه ؟ عاطل و باطل که نمیشه! وگرنه منم قبول ندارم همه تو این دانشگاه همون مسیر تکراری درس خوندن تا دکترا یا اپلای رو انتخاب کنند. من جسارت شما رو تحسین می کنم ولی بی برنامه که فایده نداره، اصولا رفقای ما وقتی می بینند که هیچ گزینه دیگه ای ندارند میان ارشد و دکترا! (البته این وسط مورد ازد... پیش اومد که دیگه کلا صورت مساله عوض میشه)[چشمک]