تحویل سال

امشب سر تحویل همه خوابالو دور هم جمع شدیم و اداب را به جا آوردیم. نمى دونم لحظه تحویل واقعا لحظه خاصیه یا اینقدر که آدم میشینه فکر مى کنه که چه اتفاق عظیمى داره مى افته, یا به عمرى که گذشت فکر مى کنه, براش لحظه ى مهمى میشه. در هر صورت یه لحظه اس و جوش آدم را مى گیره. هى یه لیست دعا ریدیف مى کنه, بعد میخواد توى اون لحظه انواع دعاها و سوره ها رو بخونه یا آرزوها را بکنه تا طبق چیزى که مى گن تا اخر سال هم همون طورى میشین اتفاق بیفته. البته ما امسال قبل سال تحویل خانوادگى مشغول دوخت و دوز بودیم, یکى پاچه شلوارشو میذاشت تو, یکى سنگ به مانتوش مى دوخت, منم داشتم یه چیزایى مى چیدم اصن یه وضیییی. خانوادگى خیاط نشیم صلواااات

تازه در مکاشفات پس از سال نو یهو از ذهنم گذشت که واسه چى ما آدما باید اینقدر بدبخت دنیا باشیم؟ چرا اینقدر به دنیا باج مى دیم؟ چرا همه اش طورى هستیم که هشتمون گرو نهمونه؟ چرا همه اش داریم دنبال یه چیزى مى دویم؟ چرا همه اش یه چیزى هست که داریم براش عجز و لابه و التماس مى کنیم؟ کى مى خوایم این بساط مسقره بازیو جمعش کنیم؟

ولى ما آدما بازم یادمون میره. هر روز و روز. دفعه اولى نیست که به اینا فکر مى کنم, تجارب زندگى به صورت گردشى از یاد انسان مى رن و بعدش دوباره براش یادآورى میشن, اما هر چى از عمر آدم بگذره فراوانى این اتفاقات کمتر میشه و سخت تر...

دم تحویل سال یه اتفاق خاص دیگه هم مى افته. چون لحظه ناب و مهمیه, آدم ها ناخودآگاه یاد کسایى که براشون عزیز هستند یا روزگارى عزیز بوده اند(مثلا دیگه با هم دوست نیستن) مى افتن, و دلشون مى خواد این حس هاى خوبشون را با اونها تقسیم کنن.

مثلا یهو مى بینى یکى به یادت بوده و تو اصلا فکرشو نمى کردى...

خب این پستم زیادى انتزاعى شد دیگه ادامه نمى دم

سال نو همگى مباااارک :)

/ 2 نظر / 12 بازدید

سلام سال نو شما مبارک آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند. ایا که شود که گوشه چشمی به ما کنند حافظ دوش من بودم آن بت بنده نواز. ازمن همه لابه بود از وی همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید. شب راچه گنه حدیث ما بود دراز مولانا

سلام سال نو مبارک سالی بسیار خوبی در پیش داشته باشید .امیدوارم سالی مملو از خوشی و خوشبختی و کامیابی برای همگان باشد ان شاالله. شعر زیر سروده عارف بزرگوار حضرت راز شیرازی هست ایشان در ایوان طلای امام رضا علیه السلام مدفوند ای خدا این خلق را شادی بده بندگان را خطّ آزادی بده چون که عشّاق تو را خدمت کنند در عوضشان رحمت و شادی بده نکبت دنیا از ایشان دور کن صحت و نعمت که می دادی بده روحشان را آشنا با خویش کن نفسِشان را عیش دامادی بده کن مطیعان را ز عشقت بهره مند دولت دنیا به هر عادی بده گر نه شاگردی عشق تو کنند تو اردتشان به استادی بده بر خلیلت نار را ریحان نما بر عدویت مُلک شدّادی بده پادشاهان را برای دفع خصم ذوالفقار و دست فولادی بده