بیاید بحث کنیم

اینو توى یکى از گروهاى تلگرام خوندم. در مورد صحت منبع مطمئن نیستم ولى محتواى خوبى داره به نظرم. جاى بحث خیلى داره و خیلى از آدمها دارن اینو تجربه مى کنن. کسى دوست داشته باشه مى تونیم روش بحث کنیم. اینم بگم پرشین بلاگ دچار این باگ هست که همه نظرات را صفر نشون میده, در صورتى که بعضى ها نظر گذاشتن و من هم جواب داده ام :)

"از برتراند راسل* میپرسن: "چرا آدم میترسه نسبت به اعتقاداتش شک کنه؟" برتراند راسل جواب میده: "چون همیشه با خودش فکر میکنه چجوری میتونم به تاولهای کف پام بگم تموم مسیری رو که اومدم اشتباه بوده؟"این یه مصیبت بزرگه که اکثر آدما گرفتارش میشن. نه فقط توی حوزه دین و مذهب. توی همه اعتقادات، باورها، دوست داشتنها و نفرتها.وقتی آدما برای یه چیزی هزینه میدن، وقتی کلی از وقت و انرژیشون رو میذارن روی یه چیزی، دیگه حتی به ذهنشون هم نمیرسه که ممکنه چیزی که این همه از وقت و انرژی و پول و عمرشون رو گرفته، اشتباه باشه. مثل سربازی که پاهاش رو توی جنگ از دست میده. هیچ وقت نمیتونه به این مسئله فکر کنه که اصلن شروع اون جنگ شاید اشتباه بوده. چون تموم هویت و وجودش رو از اون جنگ میگیره و اگه بخواد به درستی یا غلطی اون جنگ فکر کنه، تبدیل میشه به یه موجود بی هویت. به یه موجود بی گذشته. به هیچ تبدیل میشه. چون برای جنگ هزینه داده. مثل زن یا مردی که برای شریک زندگیش کلی هزینه کرده و الآن دیگه نمیتونه به این فکر کنه که شریک زندگیش، واقعن اونی نیست که فکرشو میکرده. مثل کسی که چند ترمه داره یه رشته ای رو توی دانشگاه میخونه و کلی وقت و هزینه صرف کرده و میبینه انتخاب این رشته نتونسته رضایت براش به همراه بیاره؛ ولی جرئت ترک اون رشته و شروع یه رشته دیگه رو نداره. مثل کسی که بعد از یه عمر زندگی، میفهمه این سبک زندگی مناسبش نیست، ولی جرئت تغییرشو نداره. چرا؟ چون براش هزینه داده.نمیدونم. ولی کاش آدما میتونستن هویت خودشون رو از اتفاقات روزگار و عقایدشون تفکیک کنن که اگه یه وقت فهمیدن اون عقاید اشتباه بوده، بی هویت نشن. کاش آدما هر جا که به عقیده ها، باورها، دوست داشتنها و تنفرهاشون شک کردن همونجا ترمز میکردن، بیخیال تاولهای کف پاشون میشدن و میگفتن جلوی ضرر رو از هر جا که بگیری منفعته. کاش.."

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

بذار متنها رو کپی کنیم[لبخند]

وحید

اگر عقل امروزم را داشتم هیچگاه اشتباهات دیروز را نمیکردم و اگر اشتباهات دیروزم را نمیکردم عقل امروزم را نداشتم به نقل از متن منتسب پرفسور سمیعی

وحید

کجا گذاشتین کپی کنیم؟ به نظرم ادمها قبل از اینکه راجع به خودشون کارهاشون فکر کنن سعی میکنن بگن چشمامون بسته بود نمیدیدیم. شاید اگه پیروزی همراه بود توجیه یه چیز دیگه بود. مهم اینه در حرکت باشی و به چیزی که واقعا اعتقاد داری ایمان داشته باشی نه اینکه حرکت رو به خورشیدو رو زحل کرد چون که خورشید از همان اول سوزان بود سخت بود ....

وحید

دستت درد نکنه کلا خاطره چیز خوبیه همین طور درسهای گذشته و درسهای امروز

نیکو

سلام. ولی به نظر من آدم اصلا نمیترسه به عقایدش شک کنه! به نظرم ترس از شک کردن اصلا معنی نداره! وقتی تو شک کردی، شک کردی. وقتی شک کردی مثله خوره میوفته به جونت و تا حلش نکنی آروم نمیشی! برای همینه که این همه تو دین ما شک و شبهه و پاسخ براش وجود داره! منم نرفتم ببینم منبع داره یا نه. حتی مثالهای بعدشم خیلی مرتبط نیست. ولی به نظرتون هدف ازین مطلب اونم جایی مثه تلگرام که اکثرا بدون فکر به همه فروارد می کنن چیه؟!! به نظر من بیشتر هدف تشویق به شک کردن و ایجاد سردرگمیه!

ه

می دونی فکر می کنم همیشه این طور نیست که آدما جرئت تغییر مسیر رو نداشته باشند. اینکه آدم چقدر توی یه مسیر جلو رفته هم مهمه. یعنی خب فکر می کنه درسته توی این مسیر خیلی هزینه کرده ولی از مسیرهای دیگه هم اینقدر فاصله گرفته که نمی ارزه تغییر جهت بده؛ یا حتی ندونه از کجا و چطور باید دوباره شروع کنه؛ یه جورایی حالت «در کوره راه زندگی, آغاز را گم کرده ام/ در های و هوی این زمان, آواز را گم کرده ام». مثلا آدم هایی رو دیدم که توی دوران بازنشستگی دوست داشتند برگردند ایران ولی چون مدتها دور بودند و دیگه بچه و نوه هاشون ایران نیستند بر نمی گردند و همش در رفت و آمدند. یا خیلی مثال های دیگه. البته اینا به سؤال و جواب راسل زیاد ربطی نداره؛ بیشتر منظورم تفسیر بعدشه؛ چون فکر می کنم تغییر چیزی مثل سبک زندگی و ... کار ساده ای نیست و فقط جرئت نمی خواد.

ساسان

شریف معماری نداره

وحید

چه جالب منم بودم الان کجایین؟

وحید

من وحیدم ساسان یکی دیگس

وحید

شریفی ها باهوشن ولی گاهی اشتباه میکنن