مرا چه شده

آدم یه عالمه واسه ماه رمضونش برنامه ریخته باشه, بگه فلان کارو مى کنم, بهمان کارو مى کنم, اونقدر ابوحمزه را شبها مى خونم که بهش عادت کنم, زمزمه ى روحم بشه, اگه اصفهان باشم هر شب مى رم مسجد جامع, اگه تهران باشم مى رم سخنرانیاى حاج آقا پناهیان, هر روز یه جز قرآنمو مى خونم...

بعد اونقدر برنامه اش پر باشه که وقت سر خاروندن هم نداشته باشه...

هعععیییى

توى دعاى ابوحمزه هست یه جاییش که میگه, هر بار به خودم گفتم دیگه آماده ام که نماز بخونم, تو خواب آلودگى را بر من مسلط کردى. یا هر وقت با خودم گفتم آدم خوبى شدم, یه جایى پام لغزیده...

دارم معناى توفیق را مى فهمم...

***---***---***

 

اَللّـهُمَّ اِنّی کُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَیاْتُ وَتَعَبَّاْتُ

 ای پروردگار جهانیان، خدایا من هر زمان پیش خود گفتم که دیگر مهیا و مجهز شده‌‌ام

وَقُمْتُ لِلصَّلوةِ بَینَ یدَیکَ وَناجَیتُکَ اَلْقَیتَ عَلَی نُعاساً اِذا اَنـَا

و برخاستم برای خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم تو بر من چرت و پینکی را مسلط کردی در آن هنگامی که


صَلَّیتُ وَسَلَبْتَنی مُناجاتَکَ اِذا اَ نَا ناجَیتُ مالی کُلَّما قُلْتُ قَدْ

داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتی در آن وقتی که به راز و نیاز پرداختم، مرا چه شده است که هرگاه با خود گفتم


صَلَُحَتْ سَریرَتی وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابینَ مَجْلِسی عَرَضَتْ

باطن و درونم نیکو شده و نزدیک شده از مجالس توبه‌کنندگان مجلس من، گرفتاری

لی بَلِیةٌ اَزالَتْ قَدَمی وَحالَتْ بَینی وَبَینَ خِدْمَتِکَ سَیدی لَعَلَّکَ عَنْ

و پیش آمدی برایم رخ داده که پایم لغزش پیدا کرده و میان من و خدمتگزاری‌ات حائل گشته، ای آقای من، شاید مرا از در

بابِکَ طَرَدْتَنی وَعَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیتَنی اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیتَنی مُسْتَخِفّاً

خانه‌ات رانده‌ای و از خدمتت دورم کرده‌ای یا شاید دیده‌ای سبک شمارم

بِحَقِّکَ فَاَقْصَیتَنی اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیتَنی مُعْرِضاً عَنْکَ فَقَلَیتَنی اَوْ لَعَلَّکَ

حقت را پس دورم کرده‌ای یا شاید دیده‌ای از تو رو گردانده‌ام پس خشمم کرده‌ای یا شاید مرا

وَجَدْتَنی فی مَقامِ الْکاذِبینَ فَرَفَضْتَنی اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیتَنی غَیرَ شاکِر

در جایگاه دروغگویانم دیده‌ای پس رهایم کرده‌ای یا شاید دیده‌ای سپاسگزار

لِنَعْمآئِکَ فَحَرَمْتَنی اَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنی مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنی

نعمت‌هایت نیستم پس محرومم ساخته‌ای یا شاید مرا در مجلس علما، نیافته‌ای پس خوارم کرده‌‌ای

اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیتَنی فِی الْغافِلینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیسْتَنی اَوْ لَعَلَّکَ

یا شاید مرا در زمره غافلانم دیده‌ای پس از رحمت خویش بی بهره ام کرده‌ای یا شاید

رَاَیتَنی آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالینَ فَبَینی وَبَینَهُمْ خَلَّیتَنی اَوْ لَعَلَّکَ لَمْ

مرا مأنوس با مجالس بیهوده گذرانم دیده‌ای پس مرا به آنها واگذاشته‌ای یا شاید

تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئی فَباعَدْتَنی اَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمی وَجَریرَتی

دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس از درگاهت دورم کرده‌ای یا شاید به جرم و گناهم کیفرم داده‌ای

کافَیتَنی اَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیآئی مِنْکَ جازَیتَنی فَاِنْ عَفَوْتَ یا رَبِّ

یا شاید به بی شرمی‌ام مجازاتم کرده‌ای پس اگر از من بگذری پروردگارا

فَطالَ ما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبینَ قَبْلی لاَِنَّ کَرَمَکَ اَی رَبِّ یجِلُّ عَنْ

بجاست چون بسیار اتفاق افتاده که از گنهکاران پیش از من گذشته‌ای...

/ 1 نظر / 25 بازدید
ناصرالدین

سلام امیدوارم حالتان خوب باشه طاعات وعباداتتون مقبول حق به شما خانم حقیقت جو و گرامی پیشنهاد می‌کنم اگر هم شده حتی برای یکباره هم شده به مسجد درب کوشک خیابان طیب پای منبر جناب صدیقین بنشینید ، ماه رمضان بعد از اذان ظهر يا شبهاي جمعه و بالاخص شبهاي قدر من كه پای منبر ایشان میشینم ازخودبیخودمیشم یا علی