خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

اولین باری که یوگا رفتم، دانشگاه شریف توی تربیت بدنی گذاشته بود. فکر کردم پیلاتزه، اما اون روز یوگا بود به جاش. خیلی خوشم اومد. 

یوگا یک ورزش آرام،‌ اما استقامتی است، البته نه به اندازه پیلاتز، توی پیلاتز روی اسلوب نشستن و ایستادن بیشتر کار می شه، حرکت ها تند ترند، با وزنه هم کار می کنیم، و استقامت و تحمل بدن را بالا می بریم. اما در یوگا، حرکت ها اختصاصی تر، هر کدام مخصوص یک قسمت است.

امروز یوگا داشتم، دوست دارم کلاسشو، هم به خاطر موسیقی هایی که سر کلاسش می ذاره، آدم را می بره به دنیای چین و بودا و هندوها، هم به خاطر حرکت هایی که انجام می دیم در حین این موسیقی ها، کاملا با موسیقی مرتبطن. وقتی همه با لباس سفید، هماهنگ توی یک سالن یک حرکت آرام را انجام می دن. از اون کلاسا نیست که آدم هی منتظر بشه که کی کلاس تموم می شه...

حرکت امروز، مربوط به لگن بود. استاد می گفت هر کس این تمرین را با سختی انجام بده، نشون می ده ذهنش مشغول تره و حسابگری بیشتری داره. باید دو قسمت بالا و پایین بدن را صاف نگه می داشتیم و قسمت میانی را انگار که داریم دور یک کاسه می چرخونیم، حرکت می دادیم.

بعضی حرکت های یوگا برام آشنا ان. خودم از کوچیکی چند تاشونو کشف کرده بودم و به مرحله ی عمل رسونده بودم. نشونه ی خوبیه. این یعنی این که خیلی چیزها در آدم به طور غریضی وجود دارن. فقط باید کشفشون کرد. و هر کسی دارای قابلیت های منحصر به فردی هست که اگر اون قابلیت ها را کشف کنه می تونه با ادامه دادن اون راه برای خودش کسی بشه. یعنی تک تک ما می توانیم با کشف و بیرون ریختن خود، به جایی که برای ما تعبیه شده برسیم.

به حرکاتی که توی یوگا انجام می شه، "آسانا" می گن. یک آسانا داریم مثل گربه، کمر گود و برآمده می شه. آسانای دیگه مثل جسد می شیم و ...

معلم یوگامون، 50 سالشه، ولی بهش می خوره 30 سالش باشه، فیتِ فیت، پوست صورت کاملا صاف و بدون چروک، فقط دو تا خط زیر چشمهاش هست. یک پسر 30 ساله داره. حرف زدنشم اصفهانی شیک! کلا توی اونجا خانمای اصفهانی، به سبک اصفهانی شیک صحبت می کنن. یعنی فقط آهنگین. بدون استفاده از کلمات مخصوص اصفهانی ها. استاد عود روشن می کنه موقع شروع کلاس. کلمه های جالبی هم که به کار می بره ایناس: "فداد شم (فدایت شوم)" و "بیمیرم الای(الهی بمیرم)".

استادمون هیچ وقت صداشو بلند نمی کنه، حتی دعوا کردنش هم آرومه. 

(اینجا می خوام رسمی و یغیر رسمی قر و قاطی بنویسم تا بالاخره تصمیم بگیرم که کدوم مدلش بهتره)

توی حرکت ها، قراره که اعضای بدن بیدار بشن، حتی اجزای درون شکم و قفسه سینه. همه باید به گونه ای ورزش و نرمش داده بشن تا جوون بمونن. یه وقتایی باید خودمون را بچلونیم، مثل لباسی که شسته شده و از دو طرف پیچانده می شود تا آبش خارج شود.

با خیلی از حرکت ها، اگر چه حرکت های آرامی هستند اما چون باید با دقت و تمرکز انجام شوند، آدم گرم می شود. یعنی خارج شدن گرما از خودش را حس می کند.

در یوگا حرکات متقارن اند. اول عضو سمت راست، بعد هم عضو سمت چپ. هر بار که یک عضوی نرمش داده می شود و رها می شود، استاد می گوید حالا تفاوت عضو راست با عضو چپ را حس کنید. این یعنی یکی کاری روی آن انجام شده، و اثری که داشته با عضوی که بی کار نشسته، به وضوح پیداست و باید به آن دقت شود.

از اصول دیگر یوگا این است که آدم هر بار باید آگاه باشد، و روی قسمتی که حرکت را انجام می دهد، توجه داشته باشد. پیام خوبی است که آدم برای هر چیزی که وقت و انرژی می گذارد باید با آگاهی آن را انجام دهد. یعنی آگاهی یک اصل برای زندگی است.

استاد جلسه اول می گفت، بدن آدم طوری ساخته شده که اگر به آن اجازه داده شود، خودش خود به خود به اصلاح اوضاع زندگی می پردازد و راه را پیدا می کند. ولی باید این اجازه به او داده شود، باید بگذاریم که این حس ها بیایند. می گفت:"چه خبره؟ چرا اینقدر بدو بدو می کنین؟ می گفت شما باید بفهمین، در حال حاضر در هر نقطه ای که هستین، نقطه ی خوبیه. حالا از این به بعد بسازیدش..."

از این به بعد بسازیدش...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com