خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

بعضی آدما هستن، یه چیزایی را از اول می دونستن. به طور ذاتی. بعد این چیزایی که اینا می دونن، خب خیلی های دیگه نمی دونن،‌ بلد نیستن و حتی نمی دونن که نمی دونن. اما عوضش، این بعضی آدمها، یه چیزای دیگه را نمی دونن، که یه سریای دیگه می دونن، و بلدن. ذاتا هم بلدن. 

خب ما هم یکی ازونا بودیم. یه چیزایی را ذاتا بلد بودیم، بعد یه سری می خواستن سر به تنمون نباشه، چون هر کاری می کردن خودشون یاد نمی گرفتن، به قول خودشون، لجشونو در میاوردیم. ما هم سرمون به کار خودمون بود. چرا چورا نمی کردیم. به روشون هم نمیاوردیم که نمی دونن.

 اما یه روزیم دیدیم یه سری لج ما رو در میارن.

 جون تو جونمون می کردن، یه چیزایی را بلد نبودیم خب. یاد نمی گرفتیم. نمی دونستیم. حتی نمی دونستیم که نمی دونستیم. حالا هم شد این. یه چیزایی که می خواستیم و یه چیزایی که نمی خواستیم. تازه به رومون هم آوردن. اما ما که دست خودمون نبود.

خب چی کار کنیم. آدمیم...

***********

پ.ن.: عدم تمایل به کمک و در اختیار گذاشتن تجربیات به کرات در دانشگاه شریف و بین دانشجوها رویت شده و توسط افراد کثیری گزارش شده

نوشته شده در جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com