خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

اولین باری که رفتم نماز عید فطر، قبلش روحم هم خبر نداشت همچین نمازی وجود داره، و این که مردم همه می رن میدون امام(میدان نقش جهان امروزی)، تمام میدون پر می شه، جای سوزن انداز نیست و برای این که برسی به اونجا باید از کله سحر بیدار بشی...

اگر چه هر سال یا وسط نماز می رسم یا وقتی تموم شده پا در میدان می گذارمنیشخند، ولی هنوز نا امید نشدم. 

همون اولین بار که رفتم، نماز شروع شده بود و من و پدر داشتیم از خیابون کنار هشت بهشت، می رفتیم به سمت میدون، خواستیم از کوچه "پشت مطبخ" وارد بشیم، شنیدیم:

"اللهم اهل الکبریاء و العظمه"...

مردم شروع کردن به دویدن، تا به نماز برسن، ، همه آدما یه حالت قشنگی داشتند، نمیگم معنوی ها، ولی از این که می دیدم دارن برای رسیدن به نماز می دون، خوشم اومد، حس کردم غیرتشون یکم بالا اومده. به خصوص مردها.

برای این که به نماز برسیم قبل از چهار راهی که می رسه به میدون، من و پدر و چند تا مغازه دار، روی پیاده رو ها جانماز پهن کردیم.

دعای قنوت خیلی قشنگ بود، برای منی که اولین بار می شنیدم. کاملا آهنگین بود، با آهنگ خاصی هم می خوندن، یک میدون آدم داشتن با هم تکرار می کردن، خوشحال می شدی از این که 10 بار باید این قنوت را بخونی، و هی آرزو می کردی به دهمی نرسه...

توی این قنوت چیزهای خیلی خوبی گفته می شه، "الهم انّی اَساَلُکَ خَیرَ ما سَاَلَکَ مِنهُ عِبادُکَ الصّالِحون" و "و اعوذُ بِکَ مِمّنِ استَعاذَ مِنهُ عِبادُکَ المُخلَصون".

خوندن این نماز زیر آسمون اونم توی میدون امام واقعا صفا داره، واااااقعااااا حال می ده.

خلاصه که خوش به حال اونهایی که همه روزه هاشونو می گیرن و توی این عید برگ برنده دستشونهلبخند 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com