خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

این را نوشته بودم، تا شاید ذره ای از مسئولیتی که بر دوش خود احساس می کردم را به جا آورده باشم، این را نوشتم در بحبوحه ی انتخابات، تا شعله ی ضعیف امیدی که در خیلی ها مانده بود، خاموش نشود...

****لبخندلبخندلبخند****


می دانم دیگر توانی برایتان نمانده - توان دیدن جوان کُشی و جوان سوزی – که درد گرانی را تا مغز استخوان چشیده اید – نسل جدیدی که پس لرزه های انقلاب را دیدید فقط، و نه خود آن را - و هنوز هزاران سوال در ذهنتان می گذرد که چه چیز درست است یا درست بود – نسلی که همیشه خیلی سوال ها برایتان بدون جواب ماند، تا جایی که زمین بر شما تنگ شد و خروشیدید...

**--**

حرفم نه جناحی است و نه سیاسی، حرفم مردمی است، حرفم یکرنگی است...

**--**

آری همه چیز بد است، به هیچ وجه عالی نیست! به هیچ وجه! همه چیز بد است، اصلا افتضاح است! می پذیریم و با پذیرش این جلو می رویم، خودمان را گول نخواهیم زد، کنار نمی کشیم - بدانیم، امید آخرین چیزی است که می میرد - اگر امید بمیرد، ما هم مرده ایم، ما الان مرده ایم - اگر کاری نکنیم - و تا زمانی که کاری نکنیم - همه چیز بدتر و بد تر می شود - قطار سقوط با سرعت دارد به سمت دره می رود، ترمز می خواهد – ترمز می خواهد، ترمزش گیر کرده، سفت است، و همه ی دست ها را می طلبد – بعد از نگه داشتنش، باید آن را هل داد به عقب... اگر در این قطار باشید، وقتی راننده نمی گذارد ترمز را بکشید و شما را پس می زند، آیا با او قهر می کنید؟ بیایید خودمان را گول نزنیم، بیایید این بار لا اقل با خودمان قهر نکنیم – خودمان را که دوست داریم، دوستانمان را که دوست داریم...

**--**

آری! ما نسلی هستیم که همیشه نمی دانستیم چه کسی راست می گوید و چه چیز درست است، اما بیایید این بار با خواست خودمان به این سوال پاسخ دهیم - بیاید این کار را انجام دهیم - بدون این که کسی به ما بگوید - بیایید این بار "فقط" و "فقط" برای خودمان این کار را انجام دهیم- بگذارید هر چه می خواهند بگویند – و هر چه می خواهند نشان دهند - ما مسئول عمل خود هستیم - مسئولیم که برای خود کاری انجام دهیم – اما بدانیم، نتیجه هر چیزی می تواند باشد – هر چیزی... – لا اقل این بار مدیون خود نخواهیم بود... بدانیم که خدا به وعده هایی که داده است، وفا می کند و سنتش هیچ تبدیلی ندارد – پس - نتیجه را به او واگذاریم...

**--**

رای بدهید، نه به این خاطر که ما برنده شویم و آنها بازنده، نه به این خاطر که ثابت کنیم زور ما ازآنها بیشتر است، بلکه به خاطر خودمان، به خاطر مردممان و به خاطر کشورمان...

**--**

عزیز تر و مهربان تر بودید - روزگاری که همه دست به دست هم داده بودید - و خوبتر بودید - روزگاری که ارزش هایتان را نکشته بودند - یاد آور شوید روزهایی را که برای هم جان دادیم - پدرم می گفت، اوایل انقلاب ، دو نفر که با هم تصادف می کردند، پیاده می شدند، با هم دست می دادند، روبوسی می کردند و از هم خداحافظی می کردند... .آنها فکر کردند با خودشان و تشخیص دادند که انقلاب باید کرد و ما باید فکر کنیم و ببینیم که الان چه باید بکنیم...

**--**

بیایید با خود روراست باشیم - این حق را از خودمان نگیریم - وقتی لازم است که رای تک تک ما در کنار هم قرار گرفته شود تا "شاید" فرجی شود - بگذارید به همین "شاید" دلمان را خوش کنیم - و بدانیم که انّ الله لا یغیّر ما بقومٍ حتی یغیّروا ما بانفسهم -  خدا وضعیت مردم را تغییر نمی دهد مگر این که خودشان خودشان را تغییر دهند - و خداوند ریز کارهای ما را فراموش نخواهد کرد - و خدا هیچ کاریش به ما آدمیزاد ها نرفته - و خدا شاهد است... بیایید این کورسوی امید را در خود نکشیم...

 

"ما که تو زمزمه هامون، هی به داد هم رسیدیم... یکی یادمون بیاره، کی به داد هم رسیدیم..."

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com