خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

باید راه را بروی، زمین بخوری، بلند شوی، خودت را بتکانی، باز هم راه بیفتی، و بروی.

باید بروی تا بفهمی آخر راه چه خبر است. تا حقایق را ببینی، تا رها شوی...

باید داستان هایت را خودت بسازی، با رفتن هایت، با شکست هایت و شکستن هایت، با پاره کردن پیله هایت، با خورد شدن ها و دوباره ساخته شدن هایت...


نباید بنشینی و دعا کنی راهت سخت نباشد، باید بروی و دعا کنی، صبرش، سعه ی صدرش باشد. یعنی بدهند.

راه را باید رفت. و باید دعا کرد

که

آخرش خوب باشد.

----

 "و اختم لی بخیرٍ واکفنی ما اهمّنی من امر دنیای و آخرتی"

و اختم لی بخیرٍ

و اختم لی بخیرٍ

و اختم لی بخیرٍ...

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com