خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

اولین باری که رفتم دعای عرفه، طبق معمول نمی دونستم همچین دعایی هم می تونه وجود داشته باشه. راهنمایی بودم، با مامی و دخدر خاله رفته بودیم امامزاره ابراهیم توی آذر، محله اصفهانی پولدارا، که خیلی طرفدار داره. انقدر دختر خاله مارا خندوند که نفهمیدیم چی چی به کوجا شد. ولی اثری روی من گذاشت، که هیچ وقت یادم نرفت. دعای عرفه فکر کنم زیر آسمان باید خونده بشه، یعنی باید که نه، ولی بهتره که اون طوری خونده بشه. و واقعا دعای قشنگ و لذت بخشیه.

این چند ساله هم توی شریف، می رفتیم. توی حیاط مسجد فرش پهن کرده ان و زیر آسمون دعا را می خونن. یه سال که افتاده بود توی کلاس استاد صفری، پیچوندیم و خیلی خوش گذشت. یه سال دیگه هم افتاده بود توی کلاس استاد همت که با این که حضرو غیاب اینا داشت باز پیچوندیم با افی و رز اینا رفتیم.نیشخند

بعدش اومده بودن از طرف شبکه خبر مصاحبه و اینا، من و سوسن(یکی از رفقا که اگه اسمشو بیارم کله منو می کنه!نیشخند) هم گفتیم بیا بریم از جلوشون رد بشیم به ما بگن بیاین مصاحبه. رفتیم هی رژه رفتیم یهو آقاهه گفت افتخار می دین؟ ما هم یه حالت خنثی که حالا بذارین فکر کنیم و اینا رفتار کردیمنیشخند

بعدش با سوسن که مصاحبه کرد، سوسن خانم هیشکدومو بلد نبود! منم در پشت صحنه فقط می خندیدم! مثلا می پرسید فلسفه روز عرفه چیه، سوسنی می گفت نمی دونم. آقاهه می پرسید این روز چه اتفاقی افتاده، سوسنی می گفت نمی دونم. آقاهه می گفت یه تیکه قشنگ از دعا را بگو. سوسنی باز گفت نمی دونم. حتی آقاهه به سوسنی گفت لا اقل کتاب دعا را وا کن یه جمله قشنگ از توش بخون! باز سوسنی 5 دیقه داشت ورق می زد که یه جمله قشنگ انتخاب کنه، هی ام ام می کرد. دوربین فیلمبرداری هم برای خودشفیلم می گرفت، مصاحبه کننده هم حرص می خورد ... منم از پشت صحنه هی می گفتم سوسنی اینو بگو اونو بگو...

خلاصه که مصاحبه سوسنی فک کنم سیمرغ زرین برد با این کاراش!(امیدوارم سوسنی این پست رو نخونه که کللللللمو می کنهاسترسنیشخند)

بعدش من ناامید شدم گفتم با این اوصاف آقاهه با منم دیگه مصاحبه نمی کنه رفتم جلو گفتم حالا من بگم؟گفت بلههههه بفرماییین!

بعد همههههههههه سوالا رو مثل کتاب دینی بلد بودم و همین حس های نوشتنی خودم را باهاش تلفیق کردم و درست درست جواب دادم. از فلسفه ی روز عرفه گفتم و ...

سوال آخر این بود که قشنگ ترین قسمت دعای عرفه چیه؟

گفتم:

این عبارت خیلی معروفه که هست: 

 الهی ماذا وجد من فقدک، و ما الذی فقد من وجدک...

 چه یافت آن کس که ترا گم کرد؟ و چه گم کرد آن که ترا یافت؟

 موقعی که داشتم فارسیشو می گفتم، حس می کردم یه آهنگ پس زمینه کم داره همچین که فیلمبردار رفته بود توی بهر/بحر ماجرا و سرشو با حرف زدن های من با اون هد ست بزرگش تکون می داد. جدی خیلی دلم می خواد برم مجری بشم و این چیزا را بخونملبخندمجری که نه، همینایی که دکلمه می خونن. خوبشو بخونمااا نه از این الکی پلکیا! از این که با حرف زدنم، احساسات آدم ها را به وجد بیارم. اصن برم سخنوری کنم. خبرنگاری کنم. خبرنگار مذهبی بشم اصن. توی اون مصاحبه یه لحظه این حس ارضا شد.

اگر وقت کردید، و تونستید حتما دعاشو برید، یا از تلویزیون گوش کنید. دعای قشنگیه. سراسر معاشقه است. معاشقه های امام حسین(ع) با خدا، در صحرای عرفات.

لبخند

*********

عرفه آمد و من باز مصفـــــا نشدم
حاجی معتکف یوسف زهــــــرا نشدم

همه گشتند سفید و دل من هست سیاه
باز هم شکر که پیش همه رسوا نشدم

هر طبیب درد مرا دید، بکرد زود ردم
کار از کار گذشت،لیک مـــداوا نشدم

من به دنبال توأم ، یا که به دنبال خودم
هر کجا درپی خود گشتم و پـیدا نشدم

هر چه نالیدم اثر بر دل دلدار نکرد
باب میل دل پر غصۀ مــــولا نشدم

عرفــات دل من بوی محرم دارد
چه کنم زائر آن تربت سقــــا نشدم

من چه دانم چه به روزدل ارباب گذشت
من که بی لشکرو بی یاور و تنها نشدم

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com