خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

یک آدم هایی هم هستند، که خودشان را، احساساتشان را، می ریزند کف دستشان نشان می دهند به آدم ها، به همه کسانی که دوستاشان دارند. سعیشان این است که بین آدمها فرق نگذارند و همه را دوست داشته باشند. خلاصه که می ریزند کف سفره ای که جلوی همه پهن است. می گویند، از خودشان. از تجربه هایشان، از شکست هایشان و از پیروزی هایشان.

از شکست هایشان می گویند تا خودشان را آنقدر پایین آورده باشند تا آنهایی که تازه از یک شکست بیرون آمده اند، احساس تنهایی نکنند. از پیروزی هایشان می گویند، تا در نظر آدم ها همیشه یک آدم شکست خورده به نظر نیایند، شاید هم برای این که آدم ها باورشان شود آخر شاهنامه خوش است...

خواسته ی آنها این است که دیگر، کسی شکست های آنها را تجربه نکند، و دیگر آن راه های پر پیچ و خم برای رسیدن به پیروزی را طی نکند...

گاهاً این آدم ها چیزهای زیادی دارند که مجبورند پنهان کنند. خیلی خوشی هایی که نمی توانند با دیگران تقسیم کنند، ترجیح می دهند پنهان نگهشان دارند، مبادا دل کسی بسوزد از نداشتن آن خوشی ها...

گاهی هم آنقدر خودشان را پایین می آورند که اگر کسی آنها را نشانسد، با خودش فکر می کند چه آدم بی کار و علافی است، که این همه برای آدم ها وقت می گذارد، و این همه به آنها بها می دهد. اگر کسی آنها را نشانسد، با خودش خواهد گفت، این دیگر عجب سفیهی است که وقتش را برای آدمها هدر می دهد...

همین آدم ها شاید خیلی چیزها داشته باشند، که به چشم خیلی ها بیاید. اما خودشان همیشه از نشان دادن آنها سر باز زده اند. سعی کرده اند حرفی از آنها نزده باشند یا حتی بحث را به آن سمت و سو سوق نداده باشند.

به دو دلیل. نخواسته اند کسی در کنار آنها، احساس کم بودن بکند. نخواسته اند کسی حس کند چیزی را ندارد که آنها دارند.

و دیگر این که خواسته اند اگر کسی به سمتشان می آید، فقط و فقط به خاطر خودشان باشد. به خاطر چیزهایی که کسب کرده اند، نه به خاطر داراییشان، نه به خاطر پرستیژشان و نه به خاطر شأنشان...

همین آدم ها شاید روزی چند بار از چند نفر بشنوند، "تو چقدر دوست داشتنی هستی"، "سلام دوست داشتنی"، "چی کار کردی این قدر دوست داشتنی شده ای؟".

اما یک روزهایی هم می رسد که فقط شکست هایشان به رویشان آورده می شود و از داشته هایی که خودشان حرفی از آنها به میان نیاورده اند، به نداری محکوم می شوند.

کاش یکی هم آنها را می فهمید.

نکنید. با آنها این کار را نکنید.

نوشته شده در شنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٢ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com