خیلی ساده اما صمیمی

(: یادت باشه، هر وقت که جیک جیک مستونت شد، فکر زمستونت هم باشه :)

" این روزها چه روزهای باعظمتی است. موسی به طور میرود، فاطمه به خانه علی، ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه، مهدی زهرا به عرفات، محمد با علی به غدیر و حسین با تمام هستی اش به کربلا. عجیب بوی اجابت دعا می آید ..."

ذَوِالحجّیِون در نمازشان "و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر..." می خوانند، تا یادآور شوند که چگونه خدا امتحان بنی اسراییل را از سی شب به چهل شب مقدر کرد...، حجاج در مدینه النبی با چشمانی آرام، بر گنبد سبز نبی کریم که در بین تمام آن بناهای سفید و سنگ های مرمر نورانی آدمی را به یاد بهشت می اندازد، می نگرند. شب جمعه در جوار بقیع کمیل می خوانند و از گوشه کنار، اهالی سنت که تا به حال نوای کمیل به گوششان نخورده، پنهانی گوش فرا می دهند.

 و اما امروز اولین روز ذی الحجه، فرشتگان در آسمان بال ها افراشته اند، آنقدر که اگر بارانی از سوزن گیرد، یکی از آنها به زمین نخواهد رسید. این روز دخت نبی اکرم، به خانه شوهر می رود، فاطمه ای که تمام قریشیان او را از پیامبر خواستگاری کردند، اما پیامبر در رد بر سینه شان زده بود. گفته بود همسر فاطمه را خدا انتخاب خواهد کرد.

----------

روزی غلام علی از خواستگاران فاطمه برای او می گوید. و از تعجبش که چرا علی تا به الان پا پیش نگذاشته.

اما علی هیچ نداشت. جز زرهی و شمشیری و شتری...

به خاطر نداشته هایش تا آن روز چیزی به پیامبر نگفته بود...

نزد پیامبر که رفت، پیامبر از سکوتش فهمید که به خواستگاری فاطمه آمده است...

برادرانه او را در آغوش گرفت و صمیمانه فشرد در حالی که می گفت خداوند ازدواج تو را خود به عهده گرفته...

میرسد قصه به آنجا که علی دلتنگ است

می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است

چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد

وان یکاد از نفس فاطمه بر تن دارد 

جبرئیل با سنبل و میخک آمده بود و حوریان "یاسین" و "طه"  می خواندند... 

عقدشان، را راحیل، آن پری خوش کلام و خوش صدای بهشتی جاری ساخت.

زهرا(س) که شبیهِ یاس نوخاسته شد
تا گفت بله، غمِ علی(ع) کاسته شد

در مجلس عقدشان ملائک گفتند
گل بود به سبزه نیز آراسته شد

این سو مولا، غرق تمنا و نگاه
آن سو زهرا(س) و خنده هایی کوتاه

اسفند به کف ملائکه می خوانند
لاحول ولا قوة الا بالله

و پیامبر که روزی از علی پرسید همسرت را چگونه یافتی، در جواب شنید:

نعم العون علی طاعة اللَّه

او بهترین یاور است بر اطاعت خدا.

 و علی به شکرانه این نعمت، دست به دامن حق می خواند: " رَبِّ اَوزِعنی اَن اَشکُرَ نِعمتَکَ التی اَنعمتَ عَلَیَّ"

که خداوند علی را برای فاطمه آفرید، و اگر علی آفریده نمی شد، از ازل تا ابد، همسری لایق فاطمه نبود.

وقتی داماد مرتضی، شیر خداست

وقتی که عروس، نور هستی، زهراست


یعنی که تمام نسلشان، گُل پیِ گُل

سالی که نکوست، از بهارش پیداست*

------------

*شعر از حامد عسگری

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٢ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط مستانه

نظرات ()




آخرين مطالب
» لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
» لحظه شیرین
» عمیق
» شعر خواندن پیش تو زیره به کرمان بردن است
» قصه ی عشق
» انی رایت دهرا من هجرک القیامه
» خدایا شکرت!
» خرابى پرشین بلاگ
» مدینه النبى
» خلصنا یا رب

Design By : RoozGozar.com